توضیحات
فاطمه (س) الگوی زندگی
مؤلف:
ریال۲,۳۵۰,۰۰۰.۰۰ مالیات :
چگونگي آفرينش زن وتفاوت بين زن و مرد در خلقت، و حقوق فردي و اجتماعي زن، همواره در محافل علمي و فرهنگي مطرح بوده است.
در تاريخ پر فراز و نشيب بشر، پيوسته مكتبها و مسلكهاي گوناگون، با برداشتها و نظريههاي متفاوت و گاهي متضاد و همراه با افراط و تفريط دربارة اين مهم، ظهور و افول كردهاند.
در اين بررسي از آراء مختلف و متشتت كه نتيجة چنداني در بر ندارد صرف نظر كرده تنها برخي از ديدگاهها را در اين باره به طور خلاصه مطرح ميكنيم؛ تا امتياز ديدگاه اسلام نسبت به زن بر آنچه مرامها و مسلكهاي ساختگي بشري ارائه دادهاند، به خوبي آشكار گردد.
در جوامع قديم هند و چين و روم و جزيرة العرب و … ديدگاهي رواج داشت كه اكنون هم رسوبات آن در گوشه و كنار جهان به چشم ميخورد. بر اساس اين بينش تفريطي، زن موجودي است زبون و پليد، در رديف حيوانات، كه مجبور است همواره در خدمت مرد باشد. بر اين مبنا طبعاً از هر گونه حقوق فردي و اجتماعي هم محروم بوده حتي حق تصميمگيري در مورد سرنوشت خويش را هم نخواهد داشت. زيرا زن، انسان به شمار نميآيد تا از حقوق انساني بهرهمند باشد!
زن در برخي از اين جوامع آن چنان سقوط كرده بود كه زندگي او هم به ميل و ارادة مرد وابسته بود. چه بسا در صورت نياز، زنان را به قتل رسانده و از گوشت آنها تغذيه ميكردند.
در هند وقتي شوهر ميمرد، زن را هم با جسد شوهر ميسوزاندند و يا او را با ذلت و خواري رها ميكردند. شواهد فراواني در كتابهاي تاريخي و ملل و نحل، در اين باره وجود دارد. ليكن چون اين قسمت، مقدمة بخشهاي بعدي است، جاي بسط سخن نيست، تنها به برخي از شواهد كه در جاهليت زمان نزول قرآن رواج داشته است و با نظرات اسلام ارتباط نزديكتر دارد، اشاره ميكنيم. البته با نقد و بررسي اين ديدگاهها، وضعيت ديدگاههاي مشابه در ساير جوامع و اعصار هم روشن خواهد شد.
در نظام جاهليت زن آنچنان مورد بيمهري قرار گرفته بود كه حتي وجود او ننگ و عار به شمار ميرفت و هنگامي شخص ميشنيد كه همسرش دختر به دنيا آورده از شدت ناراحتي و غضب صورتش سياه ميشد و در فكر چارهجويي بر ميآمد كه آيا اين ننگ و ذلت را تحمل كند و يا دختر را زنده به خاك بسپارد! ميدانيم كه زنده به گور كردن دختران روش اعراب جاهلي بود. چنين جناياتي را هيچ حيوان درندهاي در حق فرزند خود روا نميدارد.قرآن اين رسوم جاهلي را نقل ونقد ميفرمايد:
و اذا بشر احدهم بالانثي ظلَّ وجهه مسودّاً و هو كظيم يتواري من القوم من سوء ما بشر به أيمسكه علي هونٍ ام يدُّسه في التراب الاساء ما يحكمون[1]؛ «هنگامي به كسي خبر ميدادند كه همسرت دختر به دنيا آورده، از شدت ناراحتي و خشم صورت او سيا ه ميشد و خود را از قوم و قبيله پنهان ميكرد كه آيا با خواري و ذلت وجود دختر را تحمل كند، يا در زير خاك پنهانش نمايد! آنگاه ميفرمايد: اينان قضاوت باطل و انديشة سويي در اين مورد داشتند».
همچنين در جاي ديگر اين عمل زشت و ناپسند جاهلي را زير سؤال برده ميفرمايد: و اذا المؤدة سئلت باي ذنب قتلت[2] ؛ «وقتي از دختران زنده به گور شده سؤال شود، به چه جرمي به قتل رسيدهاند»؟!
در نظام جاهليت به خاطر اين كه وجود دختر را ننگ ميدانستند، فرزندان دختر را فرزند خود به حساب نميآوردند و تداوم نسل خود را تنها از راه پسر ميپنداشتند؛ حقوقي براي دختران خود قائل نبودند.
مؤلف:
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.